خرید بک لینک
یلداتون با تاخیر مبارک :)انقدر چیز میز زیاد دارم برای نوشتن که نمیدونم از کجا شروع کنمرابطه ام با مجتبی به بهترین نحو ممکن داره پیش میرهبا هم میریم میایم مشهدبا هم بیرون میریممن به مامانم گفتم اونم مامانش و خواهرش در جریاننقرار کردیم که تابستون عقد باشه :)۲ سال توی عقد و بعد فارغالتحصیلی هم عروسی.بچه های کلاس فهمیدن. بعنی خودمون خواستیم بفهمنیه شب که با هم برگشتیم من لباسشو پوشیدم و رفتم تو اتاقبچه ها داد زدن که چرا لباس تنت انقدر شبیه کاپشن مجتباعه گفتم چون کاپشن مجتباعه

برچسب: نویسنده: کیان مرادیان تاريخ: چهارشنبه 6 دی 1402 ساعت: 15:09

با یک سری عکس اومدم پست بزارم

برچسب: نویسنده: کیان مرادیان تاريخ: چهارشنبه 6 دی 1402 ساعت: 15:09

دیروز خیلی دپ بودمدوران پیاماس و این حرفاهی اصرار که بگو چیه از کی ناراحتی چرا ناراحتی و....هی گفتم هیچی نشده همینجوری بی دلیل و...از اخر حرصی گفتم شاید یکی دوران پیاماسشه

برچسب: نویسنده: کیان مرادیان تاريخ: چهارشنبه 6 دی 1402 ساعت: 15:09

صفحه بندی